دوراهی قرن ۲۱: دروغ، ترس، نفرت یا راستی، امید، انصاف: آمریکاییها انتخاب کردند، دنیا در انتظار ایران

۱ جولای ۲۰۰۹

امروز سه شنبه پس از ۷ ماه دعوای سر شمارش آرا در ایالت مینه سوتای آمریکا ال فرانکن کاندیدای دمکرات (سبز) علیرغم اینکه فرماندار و ستاد نظارت بر انتخابات ایالت از حزب جمهوریخواه (مخالف وی) بودند به حکم دادگاه عالی (بیطرف) برنده انتخابات و نماینده ایالت در مجلس سنای آمریکا شد. این از مهمترین تحولات سیاسی در آمریکاست چرا که ال فرانکن  (عکس زیر) نفر ۶۰ حامی سیاستهای اوباما در سنا میباشد به این معنا که اقلیت دست راستی جمهوریخواه با ۴۰ رای از ۱۰۰ رای دیگر توانایی بلوکه کردن لوایح ارسالی به مجلس را نخواهند داشت. ملیونها دلار خرج این انتخابات و مراحل شکایتهای قانونی آن شد تا از ورود ال فرانکن به سنا جلوگیری شود. وی که در ابتدا بازنده اعلام شده بود علیرغم جوسازی ها و دروغ پراکنی های متعدد علیه وی، با متوسل شدن به قوانین ایالتی و با بازشماری دقیق و بیطرفانه و حکم دادگاه عالی پس از ۶ ماه سرانجام برنده اعلام شد. این پیروزی علاوه بر آنکه اهمیت تفکیک قوا،  قانونمندی و بیطرفی مراجع قضایی در جامعه مدنی را نشان میدهد، همانند سایر پیروزی های دمکراتها در انتخابات گذشته (با برنده شدن اوباما) نشاندهنده تغییری شگرف در روحیات مردم آمریکا بود که ۸ سال سیاستهای جورج بوش و جمهوریخواهان را با قاطعیت رد کردند، سیاستهایی نظیر دروغگویی به آمریکاییها و جهانیان با توجیه های امنیتی و ملی، ایجاد ترس و نفرت (از مسلمانان و خارجی ها)، هشدار و اخطار دائم به مردم در باره توطئه (ایران و القاعده) برای نابودی آمریکا، محدود کردن آزادی های فردی مردم و استراق سمع، گسترش بی سابقه نیروهای اطلاعاتی و نظامی؛ اتهام ارتباط اوباما با دشمنان خارجی آمریکا و خیانتکاری وی؛ مقدس مآبی، عوامفریبی و ترساندن مذهبیون در آمریکا از "در خطر بودن دینشان" و ...

در قرن بیست و یکم بزرگترین دوراهی مردم و دولتهای جهان مخصوصاً در کشورهای جهان سوم و مسلمان (نظیر ایران)، چه در انتخابات و چه در زندگی روزمره انتخاب یکی از ۲ جهان بینی و روش برخورد با مشکلات و انسانهای دیگر میباشد، دو روشی که با هم کاملاً متضاد میباشند: دروغ به نام مصلحت، یا راستگویی و شفافیت؟ بدبینی و ترس از دشمنان و مخالفان، یا  امید به تفاهم با آنها؟ نفرت از مخالفین، یا انصاف حتی در مورد دشمنان؟ زورگویی و توجیه مواضع، یا منطق و آرامش و سعه صدر؟ خشونت به هنگام احساس خطر، یا مدارا و هوشیاری؟ خودمحوری، قدرت و ثروت اندوزی شخصی، یا مدنیت و منافع اجتماعی دراز مدت؟

این دو راهی از ابتدای بشریت همراه انسان بوده است. قابیل راه خشونت، ترس و نفرت را انتخاب کرد و هابیل راه امید و محبت. رومیان راه خشونت، ترس، خودمحوری و قدرت پرستی را انتخاب کردند و عیسی مسیح راه محبت و راستگویی؛ مخالفین علی (ع) راه نفرت، توجیه، ترس و دروغ را پیشه کردند و امام شیعیان علی (ع) راه راستگویی، انصاف و سعه صدر. مخالفین آنقدر دروغ به خودشان و بقیه گفته بودند که بسیاری از مردم پس از شهادت  امام علی وی را مرتد دانسته و نمیدانستند که وی از نزدیکترین افراد به پیامبر بود.

هر انسانی، ملتی و فرهنگی باید تکلیف خودش را بر سر این دوراهی که میرسد مشخص کند. یکی از اسف بارترین حواشی انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران، استفاده گسترده از ترس، خشونت، نفرت و "دروغ مصلحتی" در کشور ما میباشد هم توسط دولت و سردمداران و هم بعضی معترضین (برای انتقام از خشونت و سرکوب دولتی: با شایعه و دروغ به جنگ دروغ میروند!). امروزه جهانیان ناظر ایران میباشند و میپرسند که "اگر" تقلبی به این گستردگی صورت گرفته باشد، چگونه دهها و صدها نفر ایرانی مجری تقلبات به این راحتی با بی وجدانی به دروغ رضایت داده و شریک "خیانت در امانت یک ملت" گردیدند؟ و یا چگونه هواداران مذهبی که به زیبایی میگوید "اگر کسی را بکشید انگار نسل انسان را کشته اید" به این راحتی دهها نفر همدین و هموطن خود را کشته و مجروح میکنند؟ پس کجاست آن "معرفت" ایرانی وقتی که حتی خانمهای مسن و مردم دست خالی مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؟ کجاست آن سعه صدر و محبت ایرانی که حتی نماینده مجلس هم پشت تریبون مورد حمله سایر نمایندگان قرار میگیرد؟ چرا اینهمه خشونت، نفرت و دروغ؟ آیا دروغ مصلحتی و توجیه گری در خون ما ایرانیهاست؟ آیا عصبانیت از مخالفین و عصبیت، اجزا لاینفک فرهنگ ما ایرانیان شده اند؟ بعضی ها خشونتهای اخیر را به خارجی ها و یا دولت احمدی نژاد نسبت میدهند اما واقعیت اینست که "ایران و ایرانیان" اکنون همه در دوراهی و صحنه آزمایش بزرگ قرن ۲۱ قرار گرفته اند و باید تکلیف خود را با یک سری روحیات منفی و بقایای زشت فرهنگی معلوم کنند والا درگیری های تهران به لس آنجلس هم میکشد (هفته گذشته بین ایرانیان طرفدار و ایرانیان مخالف پرچمهای خاص در لس آنجلس درگیری پیش آمد!).

آمریکاییها با انتخاب اوباما تکلیف خود را بر سر دوراهی بزرگ اخلاقی مشخص کردند. آنها دیگر از ترسیدن، نفرت، عصبیت و زورگویی خسته شده اند. اما امروزه چشم جهانیان به ایران میباشد. به گفته آیت الله جوادی آملی بعضی از این حوادث اخیر عذاب و در عین حال آزمایش الهی میباشند. امیدواریم که مردم ما از این آزمون سربلند بیرون آیند و به دنیا نشان دهند که دروغگو، متقلب، زورگو، خشن، عصبی، عصبانی، پر نفرت، توجیه گر، بی منطق، بی معرفت و بی انصاف نیستند. خیلیها منتظرند تا ثابت کنند حکومتهای اسلامی نظیر ایران خشن، بی منطق و عصبی میباشند و مغایر حقوق انسانی.


© تمام حقوق برای سایت کدوم محفوظ است.
تجربه شما از مادران ایرانی؟
برای دیدن نتایج این نظرسنجی باید ابتدا رای دهید.


نظرسنجی قبلی: » درجه نژاد پرستی ایرانیان (علیه اعراب و سیاه پوستان و ..)؟

بازگشت به بالا